29 اردیبهشت 1401
Tehran
29 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

مجلهٔ الکترونیک واو

نویسنده با «ماتی خان» شما را خسته نمی‌کند
با این حکایت می‌توانیم پیر شویم

اگر می­‌خواهید بدون هیچ­ پیش‌­فرضی به دل داستان بروید و ذره‌ذره از حکایت «ماتی خان» باخبر شوید و شیرینی کشف موضوع را تجربه کنید لطفا همین حالا این یادداشت را کنار بگذارید و کتاب را شروع کنید.

در چنین مواجهه‌ای با کتاب، طرح جلد و عنوان، شخصیت اصلی را به ما معرفی می­‌کند: مردی ترکمن به نام «ماتی­ خان».

داستان از جایی نزدیک به پایان شروع می‌شود و ما در فصل اول تقریبا هیچ‌­چیز از ماجرا نمی‌دانیم. راوی دانای کل هم در این فصل کمکی به ما نمی­‌کند. همین ابهام، شروع اشتیاق به خواندن ادامه ماجراست.

از فصل دوم است که سرگذشت ماتی­ خان روایت می­‌شود تا ابهامات آغاز کتاب را برطرف کند.

داستان «ماتی خان»، روایت طایفه‌­ای از قبایل ترکمن است که در حاشیه رود اترک ساکن شده‌­اند و روستایی را به نام «خایرخوجه» بنا کرده‌­اند. اهالی این آبادی در اثر بی‌­اخلاقی امنیه­‌های رضاخان و چپاول شدن اموالشان و ماجرای کشف حجاب اتفاقات ناگواری را از سر می‌­گذرانند که جان­مایه داستان است. «ماتی خان» بزرگ این طایفه است و روایت حول محور او می­‌گردد.

«عبدالرحمن اونق» نویسنده ترکمن، برای نوشتن این اثر سوژه بکری را برگزیده است و از آن مهم‌­تر اینکه به خوبی آن را ساخته و پرداخته­ است. روایت­‌پردازی، برگ برنده نویسنده است. در واقع نویسنده به خوبی واقف است که چگونه از دیگر ظرفیت‌­های داستان­‌نویسی مانند دیالوگ و توصیف و شخصیت‌­پردازی و خرده­‌روایت‌ها استفاده کند تا بر جذابیت‌های روایت اصلی بیفزاید. هیچ توضیح اضافه‌­ای در روایت وجود ندارد. تمام آنچه نویسنده نوشته در خدمت داستان و پی­رنگ اصلی اثر قرار دارد. به طور مثال نویسنده گاه با توصیف صحنه‌­ای از پایگاه امنیه‌­ها برخی از ابعاد شخصیتی «استوار نصیری» را برای مخاظب آشکار می‌­کند. گاه در خاطرات ماتی­ خان سیر می‌کند تا گذشته آبادی و بخشی از تاریخ ترکمن‌­ها را برای مخاطب ترسیم کند. گاه با بازتعریف صحبت­‌ها و شادی دختران در کرانه اترک ویژگی­‌های خلقی زنان و دختران ترکمن را تشریح می‌کند و گاه ضمن به تصویر کشیدن تنهایی شخصیت­‌ها و در پسِ زمزمه‌­های تنهایی آنان گوشه‌­ای از فرهنگ فولکلور ترکمن‌ها را بازنمایی می­‌کند و این­‌ها همه ضروری به نظر می‌آید.

در واقع اونق با انتخاب چنین موضوعی که در اقلیمی خاص به روایتی داستانی از زندگی یکی از اقوام می‌پردازد؛ نیاز دارد تا ویژگی­‌های خلقی و زیستی و آداب و رسوم و سنت‌­ها و باورهای آن قوم را به مخاظب بشناساند. از این رو می‌­توانیم دو نوع شخصیت­‌پردازی برای اثر متصور شویم. ابتدا قبیله (اُبه، خایرخوجه) به مثابه یک شخصیت که اونق آن را از طریق معرفی ویژگی‌های جمعی و پیشینه تاریخی و زیستی آن­ شخصیت‌­پردازی کرده ­است و دوم افراد قبیله که هریک به فراخور نقشی که در پیش­برد پی­رنگ دارند، سوا از ویژگی‌های جمعی، شخصیت‌پردازی شده‌اند.

­­آنچه در طول روایت از ویژگی‌های ترکمن‌ها می‌خوانیم شجاعت و جنگاوری است. از دیگر خصایصی که به شدت در داستان چشمگیر است و گاه در روایت گره‌های کوچک و بزرگی ایجاد می‌کند احترام به بزرگترها و ریش­‌سفیدان است. احترامی که در طول روایت در تقابل با خامی و جوش و خروش جوانان قرار می‌گیرد و شکاف بین نسل‌ها را به خوبی نشان می‌دهد. این رگه از روایت که تقابل میان تجربه و شور جوانی را پررنگ می‌کند تا اواخر رمان ادامه می‌یابد و سرانجام خود نویسنده با این دیالوگ «مُخاد»، که نماد نسل جوان است، نتیجه نزاع بین نسل‌­ها را مشخص می‌کند: «هیچ‌­وقت بدون مصلحت پدر و پدربزرگت دست به هیچ کاری نزن. فهمیدی؟ هیچ‌وقت.» اگرچه پیش از ذکر این جمله نیز سیر روایت، تکلیف را برای مخاطب روشن کرده­ بود. در واقع اینکه نویسنده این دیالوگ را در دهن شخصیتی که آفریده گذاشته است تا نتیجه‌­گیری کند؛ شاید کمی دور از قواعد رمان نو باشد اما این نکته را نباید فراموش کرد که «مُخاد» حرفی به دور از طبیعت و تربیتش بر زبان نیاورده است. از این رو می‌توان با اندکی مسامحه این سیاق نتیجه‌گیری نویسنده را پذیرفت و بر آن خرده نگرفت. در حقیقت آنچه ما را به مسامحه وامی­‌دارد محاسن بسیار کتاب است که آن را به اثری خواندنی بدل کرده است.

«ماتی خان» به­ هیچ‌وجه مخاطبش را به ورطه کسالت نمی‌اندازد. در این سیاحت شگفتی که عبدالرحمن اونق ترتیب­ داده ­است؛ می‌توانیم در دشت‌های فراخ ترکمن ­صحرا پرسه بزنیم. از میان گدتکمه‌ها[1] عبور کنیم و عطر نان تنوری را با تمام وجود به مشام بکشیم. می‌توانیم از بوی چکدرمه[2] مست شویم و با ولع پنجه در آن فرو کنیم. با روایت ماتی خان می‌توانیم همراه دختران جوان، کوزه­ به ­دست روانه اترک شویم و در میان صدای قهقهه آنان خود را غرق کنیم. می­‌توانیم به درختی در دامنه قیزلار داغی[3] تکیه زنیم و به آوازخوانی چوپانان گوش فرا دهیم. می‌توانیم ساعت‌ها به کوراوغلی[4] فکر کنیم و تمام اسب‌های ترکمن‌صحرا را قیرآت[5] بنامیم. حتی می‌توانیم علیه امنیه‌ها قیام کنیم. به سونگی ­داغ[6] پناه ببریم و پشت دیوار آهنین کمونیست‌ها حبس شویم.

با حکایت «ماتی خان» می‌توانیم در فراق پیر شویم. می‌توانیم «ماتی خان» شویم.

پانوشت:

[1] .خانه قدیمی ترکمن‌ها.

[2] .نوعی غذای ترکمنی که با برنج و گوشت فراوان تهیه می‌شد.

[3] .نام کوهی در ترکمن­ صحرا.

[4] . قهرمان حماسی و افسانه‌ای ترکمن­‌ها و ترک‌­ها

[5] . نام اسب افسانه‌ای کور اوغلی

[6] . نام کوهی که در مرز میان ایران و ترکمنستان قرار دارد.

 

عنوان: ماتی خان/ پدیدآور: عبدالرحمن اونق/ انتشارات: سوره مهر/ تعداد صفحات: ۴۱۶/ نوبت چاپ: اول.

انتهای پیام/

ارسال نظر