30 اردیبهشت 1401
Tehran
30 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

مجلهٔ الکترونیک واو

شیخ رافضی یا دختر امیر اصفهان
قهرمان این کتاب کیست؟

یک­‌بار دوستی در جمعی می‌­گفت: «من علاقه­‌ای به خواندن کتاب‌­های تاریخی ندارم؛ چون همه آنچه که در کتاب‌­ها آمده را در منبرها شنیده‌­ام» جوابی جز سکوت نداشتم. چون نه هیچ‌­کدام پای صحبت همه منبری‌­ها نشسته بودیم و نه هیچ­‌کدام همه کتاب‌­های تاریخی را خوانده بودیم. پس هیچ‌­حرفی قابل دفاع نبود. مثلاً فلان صفحه فلان کتاب را باز کنم و بپرسم این را پای صحبت چه کسی شنیده­‌ای؟ اصلاً شنیده­‌ای یا نه؟

بعضی­‌ها هم اهل منبر و روضه نیستند، اما پای ثابت مباحثات تلویزیونی هستند و اطلاعاتشان را از آنجا کسب می­‌کنند. هرکدام بهانه‌ای برای کتاب نخواندن دارند. عده­‌ای هم اهل کتاب خواندن هستند، اما نه کتاب‌­های خشکِ پژوهشی و دانشگاهی. این‌ها دلشان کتابی می­‌خواهد که زبان ساده‌­ای داشته باشد. یک نفر را می‌­خواهند که صدای قصه­‌گویش را از لابه‌لای صفحات کتاب بشنوند. یک نفر با زبان قصه و داستان برایشان از تاریخ بگوید. تاریخ را فقط وقتی دوست دارند که به زبان قصه در بیاید یا اینکه با قصه آمیخته شود. قصه‌­ای مثل قصه «ماه­ خاتون». قصه‌­ای  به قلم مجید پورولی کلشتری.

ماه­ خاتون، دختر امیر اصفهان است. در در کدام دوره و حکومت کدام خلیفه و چه سالی، مشخص نیست. فقط می­‌دانیم اتفاقات داستان زمانی رخ می­‌دهد که مذهب تشیع هنوز مذهب رسمی مردم ایران نشده است.

داستان در برهه­‌ای از تاریخ اتفاق می‌­افتد که شیعیان را رافضی می­‌خواندند. دوره‌­ای که رافضی‌­ها مغضوب هستند. مخصوصاً علمای رافضی. چون علمای رافضی یک وظیفه مهم دارند و آن سخن گفتن از مناقب علی‌­بن‌­ابی‌­طالب(ع) است.

«آغاز سخن در بابِ علی‌­بن‌ابی­‌طالب، آغازِ حیرانی‌­ست! مگر می­‌شود درباره او شنید و حیران نشد؟! و البته راوی اوصافِ علی­‌بن‌­ابی‌­طالب، بشر نیست. چگونه آن‌­کس که به شناخت علی راه ندارد، می­‌تواند او را وصف کند؟ نه! به خداوندی خدا سوگند که بشر از وصفِ علی ناتوان و درمانده است! علی امام است و امام را امام باید تفسیر کند. علی را علی باید روایت کند…» آن‌ها وظیفه دارند تا فضایل امیرالمؤمنین و فرزندان او را به گوش مردم برسانند. اما اگر مردم از فضایل آنها باخبر شوند، همه آنچه که علمای ضدشیعه و خلفا رشته‌اند پنبه می­‌شود. به همین دلیل است که علمای غیررافضی با تمام قدرتشان با آنها مقابله می­‌کنند، طوری که حتی یک امیر هم قادر نیست در برابر آنها بایستد.

«چهل نفر بودند. می‌شنوی؟ چهل نفر با چهل کتاب! چهل صاحبِ فتوا با چهل حُکم. چهل راوی حدیث با چهل حدیث. چهل قاری قرآن با چهل آیه! چه باید می‌­کردم؟ اینان پیش‌نمازان مساجد این شهرند. اهل مکتب و کتاب و کتیبه‌­اند. من شاهِ عمارتم؛ فولاد که نیستم! دلاور رزم­‌های زیادی هستم، اما به خدا سوگند که جنگیدن با چهل جنگاور مغول برایم آسان­‌تر است از راضی کردن چهل عالم که جهل خویش را به قرآن مزیّن نموده‌­اند.»

داستان ماه­ خاتون داستان همین مقابله است و بیش از آن داستان شنیدن فضایل چهارده معصوم از زبان شیخ رافضی: «این چهارده نفر با احدی قیاس نمی­‌شوند. هرکه ایشان را با کسی مقایسه کند، کافر شده و از دین خدا بیرون رفته است. در عظمت ایشان همین بس که قرآن در حق اینان نازل شده و آیات قرآن مدحِ ایشان را نموده است. در عظمتِ ایشان همین بس که مرده ایشان نمرده است و حیّ و حاضر و زنده و شاهد و ناظر است.»

نام «ماه­ خاتون» بر پیشانی کتاب می‌­درخشد اما آیا قهرمان داستان هم اوست؟ او قهرمان داستان است یا شیخ رافضی که اگر او نبود ماجراهای کتاب هم اتفاق نمی­‌افتاد.

داستان کتاب مختصر است. زود شروع می­‌شود زود به نقطه اوج رسیده و زود پایان می‌گیرد. نویسنده به اندازه کافی روی شخصیت­‌ها تمرکز نکرده. آن اندازه‌­ای که مخاطب را درگیر شخصیت‌ها کند. تمرکز نویسنده بیشتر روی فراز و فرود داستان است. که البته جای کار بیشتری داشت. قصه تا حد زیادی قابلیت گسترش داشت. نویسنده می‌­توانست افراد را بیشتر وارد قصه بکند و فراز و فرود بیشتری برای داستان تدارک ببیند. اما گویا قصه­ و ماجرای آدم­‌ها را فقط دستمایه‌­ای قرار داده تا آنچه که از آن چهارده نور واحد در دل دارد با زبانی شیرین به مخاطب منتقل کند. نثر کتاب قوی و محکم و کم ایراد است. تا حدود زیادی به نثر کهن پهلو می‌­زند اما ساده و شیرین و خواندنی است.

نویسنده اشراف زیادی روی زمانه داستانش داشته. آن­‌قدر که حتی ابزار پیرایش و آرایش را هم نام برده است : «نگاه کن! سُرمه‌­دان، سفیدآب، مالینه، آب­رو. و این‌­ها. خاکسترِ چوبِ تر، پوست‌­انداز، عُصاره برگ سبز..»

ظرافت زنانه، محبت پدرانه، خشم و حسادت، عفت و نگاه پاک، عقده و کینه و بسیاری از فضایل و رذایل اخلاقی در شخصیت­‌های کتاب نمود دارد ولی نه آن­قدری که مخاطب را درگیر کند و مثلاً اشکی به چشم او بیاورد. اما نثر زیبا و حجم کم باعث می­‌شود که کتاب در یک نشست خوانده شود. مخصوصاً که فضائل چهارده معصوم چنان زیبا و شاعرانه در کتاب نقش بسته که ممکن است این کتاب را تبدیل به یک کتاب بالینی بکند برای بارها ورق زدن­ شبانه.

این کتاب توسط نشر بین‌­الملل منتشر شده است.

عنوان: ماه خاتون/ پدیدآور: مجید پورولی کلشتری/ انتشارات: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل/ تعداد صفحات: 128/ نوبت چاپ:اول.

انتهای پیام/

ارسال نظر