27 اردیبهشت 1401
Tehran
28 ° C
بازگشت
a

دهۀ سی و قبل از آن

دستاورد ارزشمندی که می‌توان از دل قصه‌های «ساعت دنگی» بیرون کشید، مبادله امید است. صرف نظر از زوایایی که داستان از زن مطرح می‌کند. نویسنده در هیچ کدام از داستان‌هایش زن را موجود منفعل و از پیش‌باخته‌ای نمی‌داند.

به لحاظ داستانی هیچ چیز ارزشمندی در «نوبت ناتانائیل» دستتان را نمی‌گیرد. اما اگر به کتاب به چشم یک پاورقی مدرن از حسینقلی مستعانِ زمانه نگاه کنید شما درست‌ترین زاویه را انتخاب کرده‌اید.

«ماتی خان» روایت یک اعتراض است، اعتراض قبیله‌ای که قصد ندارد اجازه دهد زیر چرخ‌دنده‌های مدرنیته وارداتی رضا پهلوی و نامردمی ماموران دولتی له شود و فرهنگش دیگرگونه شود.

برخی اشارات تاریخی به وقایع و پدیده‌هایی که در روزگار مردمان دهه شصت نقش جدی داشته است ازمواردی است که می‌تواند کتاب و داستان «آبنبات هل‌دار» را برای آدم‌های همان موقع، جذاب و خواندنی کند.

شخصیت «تئو» در مان «محرمانه میلان» نماد انسان معاصر رانده از اینجا و مانده از آنجاست نه فقط یک افغانستانی و نه فقط یک ایرانی.

«آبنبات هل‌دار» سفری شیرین به سال‌های پرالتهاب کشور است. در واقع هرکدام از روایت‌ها، علاوه بر ساختار روایی و آغاز و پایان متناسب، مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی خاص آن سال‌ها را در خود گنجانده است.

رمان «سنگی که نیفتاد» کشمکش‌های فکری و سرشار از تردید مردی به نام سعید را تصویر می‌کند که بعد از مرگ همسرش با مادر و دخترش زندگی می‌کند.

جمشید ملک‌پور در «باد نوبان» نگاه منتقدانه‌ای به جایگاه زنان در جامعه سنتی جنوب دارد.

علی یاری، نویسنده داستان «سکه‌های سفالی» بی‌ادا و اصول و بی‌حاشیه و زواید و بی‌آنکه آب به کتابش ببندد به برشی کوتاه از آخرین فرازهای زندگی حرمله در کوفه تحت حاکمیت مختار می‌پردازد.

نویسنده رمان «عاشقی به سبک ون‌گوگ»، انسان و کرامت وجودی انسان را خوب می‌شناسد و تصاویری که از مضامینی چون عشق، دلتنگی، محرومیت و رنج می‌سازد تصاویر ملموس و واقعی هستند.