12 مهر 1401
Tehran
30 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

زنان نویسندۀ ایرانی

بدون تعارف باید بگوییم که نوشتن اثری اجتماعی در باب پدیده فقر و شکاف طبقاتی بی‌آنکه نویسنده حتی به مرز شعارزدگی نزدیک شود؛ کار آسانی نیست، اما این اتفاق در «گاف» رخ می‌دهد.

شصت از کنار هم قرار دادن سه کلمه شکر، صبر و تلاش تشکیل شده است. باوری که پدر و مادر این نوزاد را سر پا نگه‌ داشته است.

کتاب «به من دست نزن» ماحصل حدود یک سال وقایع‌نگاری است. مخاطب با مطالعه این اثر از منظر زنی که از سطح آگاهی مطلوبی در رابطه با پیرامون خود برخوردار است و نویسنده نیز هست به چالش‌های قرنطینه می‌نگرد.

رمان «سنگ» یک اثر تاریخی است که داستان زندگی و عاقبت زرعه ابن ابان، سنگ‌تراش عرب، را روایت می‌کند.

به نظر می‌رسد نویسنده «بگذار اسبت بتازد» برای پرداختن نماد اسب اسیر بازی‌های زبانی و فرمی شده است که البته این نمادپردازی ابتر مانده و اثر را پریشان کرده است.

گاف نه به معنای مصطلحِ آن، که در واقع اشاره نکته‌سنجانه‌ای دارد به فاصله میانِ لایه‌های جامعه. فاصله‌ای که به قدری زیاد می‌شود تا آدم‌های جامعه همدیگر را نبینند و رسانشی بین‌شان برقرار نباشد.

هر داستان از مجموعه «اسم شوهر من تهران است»، دقایقی از زندگی زنانی است که جنگیده‌اند، خسته شده‌اند، کم آورده‌اند، رسیده‌اند، عقب‌نشینی کرده‌اند و مهم‌تر از هر چیز با همه مشکلاتشان زندگی کرده‌اند.

«کولی کنار آتش» یک اثر پسامدرنیستی در ادبیات داستانی ایران است که از بارزترین مشخصه‌هایش زاویه دید آشفته و یا اسکیزوفرنیک آن است. این آشفتگی در زاویه دید و گسست در روایت، فرمی را در داستان «کولی کنار آتش» به

«آمیخته به بوی ادویه‌ها» داستان‌هایی از آدم‌های مختلف است که هر کدام‌شان به گونه‌ای در گذشته جامانده یا با زندگی و پیش‌آمدهایش در نبرد هستند.

«از مشهد تا کاخ صدام» روایتی از اسارت در روزهایی است که تمام قوای ایرانی برای آزادی خرمشهر مشغول نبرد بودند و گروهی از نوجوانان ایرانی در زندان استخبارات عراق به سر می‌بردند.