12 مهر 1401
Tehran
30 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

فرانسوی

«ساز شکسته» ایده جذاب و درخشانی داشته که با یک پرداخت سردستی و سطحی تبدیل به اثری ضعیف شده و حرف‌هایی که می‌خواسته بزند را در گلو خفه کرده است.

رمان «سقوط» پر از مضمون گناه نخستین و از دست رفتن معصومیت است. کامو همیشه مجذوب این سوال بود که چرا آدم‌ها کارهای بد می‌کنند، اما پیش‌تر همیشه از این سنت یهودی ـ مسیحی پرهیز کرده بود که گناه را

با «طاعون»ِ کامو، یک خواننده معمولی هم می‌فهمد که چطور آزادی نیازمند مبارزه است و بدون آن، اثری از انسان باقی نخواهد ماند که بخواهد آزاد باشد یا نباشد.

«ماهی‌ها نگاهم می‌کنند» با وجود تمام پیام‌های پوچ‌انگاری که بازتاب می‌دهد به یک دلیل ارزش مطالعه دارد و آن هم به خاطر احترامی است که برای جایگاه انسان بدون در نظر گرفتن قراردادهای اجتماعی قائل است.

رومن گاری در رمان «زندگی در پیش رو» همان‌قدر که واضح و روشن از تیرگی‌ها نوشته از مهر انسان غافل نشده که مهر نجات‌دهنده است. پایان رمان آنقدرها هم تلخ نیست. بیشتر از تلخ، تکان‌دهنده است.

ژان پل سارتر مسیر گریز از آزادی و مسئولیت را در رمان «تهوع» اثر تا رسیدن به آزادی و آگاهی را پی می‌گیرد. مسیری که تمامی ما باید آن را طی کنیم تا قهرمان زندگی خود باشیم.

«سقوط» نقطه تلاقی ادبیات و فلسفه کامو است. یک رمان فلسفی کامل که هم‌چون هم‌نوعانش سعی می‌کند تا هم ویژگی‌های یک داستان خوب و پر کشش را در خود جای دهد و هم در زیر بنای محتوای خود، اندیشه‌های مؤلفش

«من او را دوست داشتم» عاشقانه‌ای در ستایش زندگی، قدردانی از لحظه‌ها و پذیرش اشتباه است.

رمان «محاکمه خوک»، کتاب «آخرین روز یک محکوم» نوشته ویکتور هوگو را به یاد می‌آورد. هوگویی که معتقد است هیچ هدفی والاتر، مقدس‌تر و باشکوه‌تر از مشارکت و تلاش برای لغو حکم اعدام نیست.

نوشتن درباره «سمفونی پاستورال» کار راحتی نیست، همانطور که نوشتن از عشق راحت نیست. در یک کتاب که اعترافی بلند است شاهد شکل گرفتن عشقی هستیم که یک‌طرف این عشق سعی در انکار آن دارد و طرف دیگر هم تصور