27 اردیبهشت 1401
Tehran
23 ° C
بازگشت
a

کتاب ماه

من مخاطب داستان «آبنبات هل‌دار» را مخاطب جدی ادبیات نمی‌دانم. زیرا طنز ادبی باید در درون خود نقد مفصلی بر مفاهیم انسانی مطرح کند و دغدغه‌مند باشد اما «آبنبات هل‌دار» نگاه و توجهش را معطوف مقوله رنج نمی‌کند و بیشتر

«آبنبات هل‌دار» رمان طنزی است که می‌توان آن را بلند خواند و خجالت نکشید. البته اگر اهل خجالت کشیدن باشید!

برخی اشارات تاریخی به وقایع و پدیده‌هایی که در روزگار مردمان دهه شصت نقش جدی داشته است ازمواردی است که می‌تواند کتاب و داستان «آبنبات هل‌دار» را برای آدم‌های همان موقع، جذاب و خواندنی کند.

«آبنبات هل‌دار» سفری شیرین به سال‌های پرالتهاب کشور است. در واقع هرکدام از روایت‌ها، علاوه بر ساختار روایی و آغاز و پایان متناسب، مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی خاص آن سال‌ها را در خود گنجانده است.

«آبنبات هل‌دار» برای یک استراحت چندساعته گزینه خوبی است؛ استراحتی که همنشین آن کلمه و کتاب باشد. در واقع اگر دنبال کار کمرشکن و متفکرانه‌ای هستید خودتان را اذیت نکنید، مهراد صدقی می‌خواهد شما را بخنداند.

نویسنده رمان «عاشقی به سبک ون‌گوگ»، انسان و کرامت وجودی انسان را خوب می‌شناسد و تصاویری که از مضامینی چون عشق، دلتنگی، محرومیت و رنج می‌سازد تصاویر ملموس و واقعی هستند.

«عاشقی به سبک ون‌گوگ» ابتدا و میانه جذابی دارد، توصیفات شاعرانه و دلچسب‌اند. روایتی از کاج‌های بلند تهران که زخم‌آلودند و مطمئنا در ذهن می‌مانند، اما فصل آخر که به فضایی روستایی می‌رسد، کاملا با فضای سه فصل قبل متفاوت

در «عاشقی به سبک ون‌گوگ» نقاط ضعف کتاب مانند زنجیره­ای علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند و هریک از این ضعف‌ها، ضعفی دیگر را با خود همراه کرده است.

رمان «عاشقی به سبک ون‌گوگ» با رویکرد تاریخی اشاره‌هایی جدی و غیرقابل انکار به جریان روشنفکری دارد.

«ماتی خان» به­ هیچ‌وجه مخاطبش را به ورطه کسالت نمی‌اندازد. در این سیاحت شگفتی که عبدالرحمن اونق ترتیب­ داده ­است؛ می‌توانیم در دشت‌های فراخ ترکمن ­صحرا پرسه بزنیم.