07 تیر 1401
Tehran
39 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

دفاع مقدس تگ

«چراغ‌های روشن شهر» یک تصویر با شکوه و البته ساختارمند از حضور دختران و زنان کشور در روزهای جنگ تحمیلی است. روایتی که هم از گزارش و خبر مستند برخوردار است و هم از زبان و تصویر قوی بهره می‌برد.

شاید «چراغ‌های روشن شهر» بهترین نمونه خاطرات دختران امدادگر و رزمنده در سال‌های دفاع مقدس نباشد، اما خواندن هر کدام از این کتاب‌­ها باعث می‌شود ما از دریچه راوی که آن روزها را زندگی کرده جنگ را ببینیم و بیشتر

احمد محمود نویسنده‌ای است که اهواز، خوزستان و اصلا جنوب را زیسته است. اگر اهل اهواز باشید حتی از بچه‌های نسل جدید، وقتی «زمین سوخته» را بخوانید حتی با توجه به تغییرات شهری در حوزه شهرسازی، نوسازی و

راستش را بخواهید گاهی فکر می‌کنم اسم‌ها‌یی که قصه‌های باشکوه دارند خیلی حیف‌اند برای روی تابلو رفتن. قشنگ‌ترش این است که اول، قصه‌های باشکوه‌شان روایت شود.

«پوتین قرمزها» شاهد این حرف است که کار ادبیات با دفاع مقدس تمام نشده است و این قله مرتفع تاریخ هنوز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

چرا کسی از محمد و محمد‌ها در سینما چیزی نمی‌گوید. از محمد جهان‌آرا، بچه خرمشهر بگیر تا محمد سیدآبادی اهل نیشابور

هجده سال برای ما یک عدد است و برای منیژه‌خانمی که باید زندگیِ بی‌‌حسینش را با پسری کوچک پیش می‌برده، یک کوه رنج. «روزهای بی‌آینه» قصه‌ همین رنج است. قصه رنجی سترگ که روی دوشِ این زن می‌افتد و حتی