04 خرداد 1401
Tehran
29 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

علی شریعتی تگ

«رنج بی‌پایان عشق» یک روایت جذاب و انسانی از زندان‌بانی است که درهای درونش را به روی حقیقت نمی‌بندد. او به این بهانه که مامور است و معذور گوش‌ها و چشم‌هایش را نمی‌گیرد تا صداها را نشنود. او در تاریکی

آن سال‌ها جلال‌خوانی مد بود اما نه برای بچه‌های دبستانی و یا حتی راهنمایی. برادرهایم جلال می‌خواندند، همانطور که شعرهای احمد شاملو را می‌خواندند و درباره آنها صحبت می‌کردند.

کشوی میز مدرسه، پناهگاه کتاب‌ها‌ی رنگ‌پریده‌ای بود که پنهانی با خود به مدرسه می‌بردیم و چون صندوقچه‌ای گران‌بها وسط درس باز می‌کردیم و گوشه‌ای از قلب‌مان انگار گرم می‌شد.