27 اردیبهشت 1401
Tehran
27 ° C
بازگشت
a

نشر نو تگ

«روز ملخ» رمان جمع‌وجوری درباره هالیوود است. اما اگر انتظار دارید که نویسنده در رمانش خیلی برجسته و درشت درباره هالیوود حرف زده باشد باید همین ابتدا آب پاکی را روی دستتان بریزم که خبری از این حرف‌ها نیست. در

کتاب «ژنرال دلا رُوِره» داستان یک قمارباز کلاه‌بردار است که به عنوان مهره‌ای برای رسوخ به هسته‌های مقاومت و جاسوسی از دستگیرشدگان، در کسوت یک ژنرال، به زندان فرستاده می‌شود.

رمان «محاکمه خوک»، کتاب «آخرین روز یک محکوم» نوشته ویکتور هوگو را به یاد می‌آورد. هوگویی که معتقد است هیچ هدفی والاتر، مقدس‌تر و باشکوه‌تر از مشارکت و تلاش برای لغو حکم اعدام نیست.

مرد کم‌هوش نازیبای قصه کوتسیا در جست‌جوی مأمنی برای زیستن، چیزی به جز کرامت انسانی نمی‌خواهد. او که توان زیستن به شیوه انسان‌های نخستین را دارد و در نهایت قناعت روزگار می‌گذارند، می‌خواهد آنگونه که خود انتخاب می‌کند زندگی کند.

رمان «همه می‌میرند» کتابی اگزیتانسیالیستی است که در ستایش زیستن نوشته شده، چنان‌که در جایی از کتاب می‌خوانیم: «روزی همه می‌میرند اما پیش از آن زندگی می‌کنند».

رولف دوبلی می‌خواهد جلوی غرق شدن بخشی از جهان را در دنیای تیترها بگیرد. تیترهای پوچی که دردهای جهان را در کلمات لقمه می‌پیچند و به خورد مردم می‌دهند و برایشان مهم نیست تا چه میزان این خوراک مسموم است!