12 مهر 1401
Tehran
30 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

نشر کتابستان معرفت تگ

داستان «شیر نشو» نوشته مجید قیصری روایت شیرین و دلچسبی است از تلاش آدم‌های ساده و معمولی اطرافمان برای نشان دادن عشقشان به امام حسین (ع).

به نظر می‌رسد نویسنده «بگذار اسبت بتازد» برای پرداختن نماد اسب اسیر بازی‌های زبانی و فرمی شده است که البته این نمادپردازی ابتر مانده و اثر را پریشان کرده است.

«نشان حُسن» پیوندی میان رمان تاریخی و ادبیات آیینی است که تلاش می‌کند بیش از آن که از وقایع عاشورا حرف بزند از مسیر رسیدن به عاشورا سخن بگوید.

رمان «سنگی که نیفتاد» کشمکش‌های فکری و سرشار از تردید مردی به نام سعید را تصویر می‌کند که بعد از مرگ همسرش با مادر و دخترش زندگی می‌کند.

نویسنده آماتور این کتاب یعنی «هاجر عبدالصمد مصری» که این کتاب اولین رمان اوست به خوبی به این مهم آگاه بوده و نام جذاب «حبیبی داعشی» را برای کتابش برگزیده ولی افسوس که نتوانسته این مهارت را در محتوای کتابش

پیتر شوایزر هم بی‌رحم است و هم زیرک. احتمالا این خطرناک‌ترین نوع از گونه نویسنده‌هاست که می‌تواند با یک سیاستمدار در یک کشور زندگی کند.

در جلد اول از «مست جنگ» خط داستانی مشخص و روشن است. داستان پیرنگ محکم و استواری دارد که همه المان‌های آن به پیرنگ وفادارند و این نکته از ویژگی‌های ادبیات ژانر است.

«عزرائیل» مخاطب را از نویسنده اثریا نااُمید نمی‌کند که «عزرائیل» هم رو به جلو است و هم مفصّل‌تر و پُر و پیمان‌تر از رُمانِ پیشینِ اکبرخانی.

نویسنده «نشان حُسن» رفته سراغ اولاد حضرت مجتبی علیه‌السلام و روایت آن‌ها را از پیش از حرکت کاروان حضرت حسین علیه‌السلام از مدینه به سمت مکه روایت کرده است.

داستان در اطراف شهرستان «دماوند» و در سال‌های دهه 60 برقرار است و قهرمان داستان ما یعنی «جمشید» با مقوله‌ جنگ و تعزیه به طور همزمان درگیر است.