26 فروردین 1403
Tehran
9 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

بعد از انقلاب

سوران سرد از نکبت جنگ حرف می‌زند و توانایی عجیب بشر در از بین بردن هم‌نوعش. از فتح قله­‌های رذالت که گاهی به غمبارترین شکل ممکن رقم می‌خورد.

لی‌لی با وجود روان‌شناسانه بودنش یک داستان اجتماعی هم محسوب می‌شود. اجتماع ما پر است از زندگی‌های مشترکی که زن و مرد آنها درگیر فراز و فرود مشکلات شده‌اند و هر کدامشان یک الگوی مواجهه خاص خودشان را با آن

غمسوزی داستان آدم‌های خوبی‌ست که نقش بازی نمی‌کنند، تصنعی در کلام و رفتار ندارند و تا آن جا که باید در بستر قصه شکل گرفته‌اند.

فصل توت‌های سفید که ریتم خوبی دارد و همانطور که گفتم خرده‌روایت‌هایش نیز جذاب است از فقدان قصه‌ای که آن را روی پا نگه دارد رنج می‌برد.

موضوعی که در هرجای «فصل توت‌های سفید» ردپایی از آن به چشم می‌خورد، در اصل مظلومیت زنان است؛ چه ایرانی و چه خارجی.

اگر رمانی می‌خواهید که ملغمه‌ای از زندگی قبایل و طوایف عرب، آداب زندگی شیخ‌نشین‌های خوزستان و عشیره آنان، حضور انگلیس برای بهره‌برداری از منابع نفتی و هیجانات روزگار قاجار باشد، «دشت‌های سوزان» را از دست ندهید.

فصل توت‌های سفید داستان تختی دارد. بدون فراز و نشیب خاص، بدون تکانه حتی بدون غافلگیری ویژه و یا حتی ساده.

ممکن است تصور کنید که رمان «وقت بودن» از آن دسته از رمان‌های مردانه است و فضای خشک و خشنی دارد، اما حقیقت عکس این است.

«جان بها» تقابل دو انتخاب است، انتخاب ابراهیم و انتخاب حسین. رمانی که می‌توانست بسیار قوی‌تر عمل کند اما در دام شتاب‌زدگی می‌افتد.

احمد محمود در رمان «مدار صفر درجه» طیفی از رنگ‌های اجتماعی را کنار هم قرار داده و توانسته رنگین‌کمانی از جامعه انسانی را به نمایش بگذارد.