ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت

مرد کم‌هوش نازیبای قصه کوتسیا در جست‌جوی مأمنی برای زیستن، چیزی به جز کرامت انسانی

در جلد اول از «مست جنگ» خط داستانی مشخص و روشن است. داستان پیرنگ محکم

نوشتن درباره «سمفونی پاستورال» کار راحتی نیست، همانطور که نوشتن از عشق راحت نیست. در

«تا بهار صبر کن باندینی» داستان یک زمستان سرد و تلخ است. برای طنازی‌های معروف

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

«نان و عدالت در ایران عصر قاجار» تلاشی قابل قبول برای زدودن غبار از چهره میلیون­‌ها انسان ستم‌­دیده و فرودستی

در کلاس‌های نویسندگی توصیه می‌کنند که برای بهتر نوشتن، باید بسیار خواند. یعنی مسیر موفقیت در نویسندگی، مطالعه خوب است.

هنر «حوض خون»، حاضر کردن وجوه نامرئی عکس است، وجوهی که با حضورشان عکس را از تصویری کسالت‌بار و یکدست

رمان «دیلماج» نوشته حمیدرضاشاه‌آبادی کتابی کم‌حجم است که در آن با شخصیتی خیالی در بستر ماجرایی واقعی و مستند مواجه هستیم.

نکته‌ای که در «پاییز آمد» دیدم این است که ما از فضای حاکم بر جامعه آن هم در دو برهه حساس پیروزی انقلاب و شروع و روند جنگ تحمیلی هیج نصیب و تصویری در روایت نداریم. تصورم از مستندنگاری که

فخری داستان «پاییز آمد»، ترکیبی شنیدنی و خواندنی از زنانگی و جنگندگی است. او همانقدر که عاشق مردش است، بر سر عقیده‌اش هم استوار است.

در تمام خاطرات فخرالسادات خانم، می‌توان دید آدم‌های نسلی که از آن‌ها فاصله گرفته‌ایم چگونه زندگی و عاشقی می‌کرده‌اند، جوان‌‎های دهه 50 و 60 که در اوج روزهای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی زندگی کرده و هرچند بسیاری‌شان پاسدار و

خواندن کتاب از دیدن طرح جلد و عطف کتاب شروع می‌شود و اگر عطف و

مرد کم‌هوش نازیبای قصه کوتسیا در جست‌جوی مأمنی برای زیستن، چیزی به جز کرامت انسانی

در جلد اول از «مست جنگ» خط داستانی مشخص و روشن است. داستان پیرنگ محکم

«نان و عدالت در ایران عصر قاجار» تلاشی قابل قبول برای زدودن غبار از چهره

کشوی میز مدرسه، پناهگاه کتاب‌ها‌ی رنگ‌پریده‌ای بود که پنهانی با خود به مدرسه می‌بردیم و

رمان «دیلماج» نوشته حمیدرضاشاه‌آبادی کتابی کم‌حجم است که در آن با شخصیتی خیالی در بستر