22 مرداد 1401
Tehran
32 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

گیلان تگ

نامش سه‌شنبه بازار بود اما مکانی بود برای ديد و بازديد، رد و بدل كردن مسائل روز شهر، چاق سلامتی کردن و حالا من سه‌شنبه‌ها دلتنگ می‌شوم، دلتنگِ این که مادر بگوید: «بیا بریم سه‌شنبه بازار»، دلتنگِ بازاری که روزی دوستش

من فکر می‌کنم گیلانی‌ها مردمانی شادند و برای اثبات این حرف نه عدد و رقم و آمار و درصد دارم و نه پژوهش علمی. فقط وقتی ماه رمضان‌هایی که در گیلان تجربه کرده‌ام را مرور می‌کنم جز صدای خنده، عطر

در جهانِ من همه چیز «عطر و بو» دارد، آدم‌‌ها، مکان‌ها، اشیاء و حتی مناسبت‌ها! «عید نوروز» در شامه من، نه بوی توپ می‌دهد نه بوی کاغذ رنگی. نوروز برای من مساوی است با بوی آرد برنجی که خامی‌اش گرفته

از همان لحظه «ترشِ گیلک» بودن شد کابوسِ زندگی‌ام. یک جمله ساده زندگی مرا بهم ریخت. با اینکه درست نمی‌دانستم ترشِ گیلک بودن خوب است یا بد، اما به خنده‌هایشان که فکر می‌کردم مطمئن می‌شدم چیزِ بدی‌ست.