21 مرداد 1401
Tehran
28 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

مجلهٔ الکترونیک واو

آموزش غیرمستقیم با «چرا دُم خرس کوتاهه؟»
تقویت خیال با تصویر و کلمه

قصه با یک سوال شروع می‌شود که اسم کتاب هم هست. همین سوال می‌تواند برای ذهن کودک که پر از سوالات جور واجور است و دائم به دنبال جواب آن­هاست جذابیت ایجاد کند.

شخصیت اصلی قصه خرس تپل قهوه‌ای گرسنه‌ای است که در روزهای پایانی پاییز و قبل از شروع خواب زمستانی میان جنگل پر از برف به دنبال غذا است.

حیوانات کتاب؛ خرس و سنجاب کوچکی که همراه او است و روباه، مثل آدم‌ها روی دو پا راه می‌­روند و لباس پوشیده‌اند و رنگ لباس‌هایشان در میان سفیدی برف توی چشم می‌زند. سنجاب در همه­ صحنه‌های قصه حضور دارد. خرس قصه با آن دستمال گردن قرمز و لپ‌­های سرخش برای کودک شخصیتی جذاب و دوست داشتنی است. همین جزئیات به باورپذیر شدن حرف­‌های شخصیت­‌های قصه برای کودک کمک می‌کند. خرس توی تصویر جلد کتاب دم بلندی دارد و درصفحه اول کتاب با خوشحالی به آن نگاه می‌کند. همین تناقض دم بلند خرس با اسم کتاب، ذهن کودک را به خود مشغول می‌کند. او را وارد دنیای تخیلات کودکان می‌کند و سوالاتی برایش ایجاد می‌کند. ایجاد سوال؛ اتفاقی که در بسیاری از کتب کودک و نوجوان کمتر شاهد آن هستیم و این کتاب به خوبی توانسته از پس این موضوع بر بیاید و ذهن پرسشگر کودکان را بیدار کند تا پرسش کنند.

تصویرسازی‌­ها آنقدر دقیق و با جزئیات است که سرمای زمستان از طریق برف‌­هایی که روی زمین و شاخه‌های درختان و بام خانه‌ای که در دوردست‌­ها دیده می‌­شود به خوبی منتقل می‌­شود. حتی احساس گرسنگی را از شکل و حالت دست خرس روی شکم­ش به وضوح می‌­توان تشخیص داد. این اتفاقی است که باید آن را به عنوان یک خصوصیت مثبت برای کتاب در نظر گرفت که تصاویر بیدار کننده حواس در کودکان هستند، کودکانی که مراحل شناخت حواس را پشت سر می‌گذارند و تصویر یکی از راه‌هایی است که می‌توان با کمک از آن‌ها حواس را تحریک کرد.

نویسنده برای نشان دادن رذایل اخلاقی چون «دروغگویی»، «حیله‌­گری» و «فریب­کاری» و «دزدی» به طور مستقیم از این واژه‌ها استفاده نمی‌کند بلکه تلاش می‌­کند از کلمات غیرمستقیم کیفیت این مفاهیم را نشان دهد تا کودک خودش زشتی اعمال شخصیت‌­های قصه را دریابد.

«خرس با دیدن ماهی، دهانش آب افتاد. از روباه پرسید که ماهی را از کجا به دست آورده است.

روباه که ماهی را از خانه یک ماهی گیر کِش رفته بود، گفت: از رودخانه…».

نویسنده می‌خواهد مفاهیم اخلاقی را از طریق مواجهه کودک با موقعیت و رفتار شخصیت‌ها به او یاد بدهد. در واقع کودک خودش با شنیدن حرف‌های متناقض روباه به دروغگویی او و با باور کردن حرف‌های روباه توسط خرس به ساده‌دلی و زود باوری‌اش پی ببرد. این همان نکته‌ای است که از آن با عنوان آموزش غیرمستقیم یاد می‌کنند.

صحنه­ قراردادن دم خرس توی سوراخ علاوه بر اینکه برای کودک خنده­‌دار و با مزه است، نظر او را هم به نتیجه این کار جلب می‌­کند و کودک دلش می­‌خواهد بداند آخر این قصه چطور تمام می‌­شود. کودک با خرس تپل مهربان همذات‌­پنداری می‌­کند و دلش می­‌خواهد کمکش کند و حتی در جایی به ساده­‌دلی خرس می­‌خندد یا برای گرسنه ماندن او غصه می‌خورد. اما در پایان دلش برای ساده‌­لوحی و زودباوری خرس بیچاره و بلایی که سرش می‌­آید، می‌­سوزد.

«چرا دم خرس کوتاهه؟» به کودک یاد می‌دهد به آنچه که با چشم‌های خود می­‌بیند و از آن مطمئن است بیشتر از حرف آدم‌های نامطمئن و فریبکار اعتماد کند.

 

عنوان: چرا دم خرس کوتاه؟/ پدیدآور: داوود غفارزادگان، تصویرگر: مهدیه صفائی‌نیا/ انتشارات: سوره مهر/ تعداد صفحات: 18/ نوبت چاپ: دوم.

انتهای پیام/

ارسال نظر