08 آذر 1401
Tehran
9 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

مجلهٔ الکترونیک واو

مروری بر «پروژه هیل مری»
رابینسون کروزوئه در فضا!

«اندی وییر» با کتاب و کمی بعد فیلم سینمایی «مریخی» به مخاطب ایران و جهان شناسانده شد و توانست استعداد شگرفش را در علمی‌نویسی به رخ همه بکشد.

کتاب یا فیلم «مریخی» را احتمالا اگر مخاطب این ژانر هستید خوانده و دیده‌اید. داستان مردی تک و تنها که نقشش را هم بازیگر معروف هالیوودی «مت دمون» بازی می‌کند که در مریخ جا می‌ماند!

بله به همین ترسناکی که خواندید.

داستان «مریخی» داستان یک فضانورد حسابی بخت برگشته است که بر اثر یک حادثه مرده فرض می‌شود و در حالی که زنده و بیهوش است سایر هم قطارانش مریخ را به مقصد زمین ترک می‌کنند. فضانورد داستان عملا می شود دور افتاده‌ترین و تنها‌ترین انسان در تمام تاریخ که حالا باید تلاش کند زنده بماند و حضور خودش را به فرماندهی «ناسا» اعلام کند و اگر در این دو کار موفق شد، برود فکری به حال وسیله ایاب و ذهاب هم بکند بلکه بتواند برگردد به خانه.

«مریخی» خیلی قشنگ است هم در نسخه مکتوب و مظلوم و علمی‌تر و کم مخاطب‌تر خود ـ کتاب را عرض می‌کنم ـ و هم در قامت یک فیلم پر خرج هالیوودی با چندین سوپراستار که طبیعتا زردتر و غیرعلمی‌تر شده است، اما کلیت مریخی چیز جدیدی نیست.

مریخی «رابینسون کروزوئه» است البته ورژن فضایی آن.

حالا جناب آقای نویسنده که ظاهرا موفقیت «مریخی» چه در سینما و چه در کتاب بهش ساخته است سعی کرده همان کار را باز هم تکرار کند.

کتاب «پروژه هیل مری» تقریبا تکرار همان کتاب قبلی آقای اندی وییر است که در نوع خودش می‌تواند تبدیل شود به الگویی برای همه کسانی که دوست دارند در ادبیات ژانری فعال باشند و بنویسند.

اندی وییر انگار که راه و رسم نوشتن در مورد انسان تک و تنها افتاده در دل فضا را خوب یاد گرفته است اینبار نیز همان ایده اولیه چند قرن قبل مرحوم «دنیل دفو» را به کار گرفته است. بازهم قصه، قصه آدمی‌ست که تک و تنهاست، خیلی دور است و بار سنگینی را هم به دوش می‌کشد. برخلاف «مریخی» اینبار قهرمان داستان وظیفه ندارد که خودش را نجات دهد، بلکه باید همه نسل بشر را از مرگ حتمی نجات دهد.

از جهت دیگر هم کتاب «پروژه هیل مری» در ژانر علمی ـ تخیلی بسیار خواندنی‌ست. اصلا بگذارید کمی و فقط کمی از ابتدای داستان را برای شما لو بدهم تا شاید قضیه برایتان جذاب‌تر هم بشود.

داستان «پروژه هیل مری» در یک زیر ژانر خاص از ادبیات علمی ـ تخیلی دسته‌بندی می‌شود؛ حیات فرازمینی، که تا دلتان هم بخواهد ما فیلم و داستان خوب در این زیر ژانر خاص داریم. از خیلی خوب تا خیلی بد. همان ابتدای داستان هم مثل همه کتاب های این گروه خاص، سر و کله یک حیات فرازمینی پیدا می‌شود.

در تمام این گونه از داستان این حیات فرازمینی روی نمودار خیر و شر جایی قرار می‌گیرد.

از خوب‌هایش مثل «ای تی» که جناب «اسپیلبرگ» سال 1982 روی پرده سینما برد و مظلومیت و محبوبیتش همچنان هم در اذهان بینندگان مانده است تا بدهایشان که می‌شود مجموعه «بیگانه» که «ریدلی اسکات» ساخت و حسابی هم با آن مردم را ترساند. البته هر دو اثر بر پایه کتاب‌هایی ساخته شدند. بنده مثال سینمایی را زدم، چون دیده شده‌تر و مشهور‌تر است. غرض اینکه بالاخره در ذهن تمام مخاطبین، یک حیات که منشاء زمینی هم نداشته باشد در همان مواجهه اول با انسان تصمیم خودش را می‌گیرد که له یا علیه آن‌ عمل کند و حسب همین تصمیم‌گیری هم خیر یا شر نامیده می‌شود.

اما اندی وییر در کتاب «پروژه هیل مری» یک ساختارشکنی درست و حسابی انجام داده است. حیات فرازمینی این داستان هم مثل همه کتاب‌های این ژانر همان ابتدا سر و کله‌اش پیدا می‌شود منتها نه در همان قامتی که ما انتظار داریم.

حیات فرازمینی اندی وییر چیزی شبیه به باکتری است. موجودی که در فضا، دقیقا فضای خالی بین سیاره‌ای کشف شده و پس از نمونه‌برداری پایش را به زمین می‌گذارد و بشر پس از آزمایشاتی یقین حاصل می‌کند که زنده است. این زنده بودن هم همانطور که می‌توانید حدس بزنید تاثیرات بسیار گسترده‌ای روی زندگی ما انسان‌ها می‌گذارد و می‌شود انگیزه شروع برنامه‌ای به نام «پروژه هیل مری» و می‌شود آغاز داستان.

خیالتان راحت خیلی از داستان را لو داده باشم، نهایتا ده صفحه که با توجه به حجم کتاب واقعا چیزی نیست.

این پیدا شدن یک موجود که هیچ دخلی به زمین ما ندارد باب جدیدی جلوی دانشمندان داستان باز می‌کند و تحریکشان می‌کند تا تحقیق، مطالعه و بهره‌برداری از این موجود را آغاز کنند. یعنی فضایی را فراهم می‌کند تا آقای نویسنده دوباره شروع کند به قدرت‌نمایی و بزرگی کردن برای مخاطب. دوباره مثل کتاب «مریخی» و «آرتمیس» بازهم نویسنده روش‌های علمی رو‌به‌رو شدن با پدیده‌های جدید و ساختن وسایل برای اهداف مشخص و تحقیق علمی را جزبه‌جز برای مخاطب شرح می‌دهد و آن خاطره شیرین و صد البته علمی «سیب زمینی کاشتن در مریخ» را برایش زنده می‌کند. یادتان باشد بخش زیادی از این کتاب را مطالب علمی پر کرده است که نویسنده با تحقیق فراوان به دست آورده است. علمی‌نویسی اصلا همین است دیگر، اینطور نیست که نویسنده تخیلش را رها کرده باشد و هرچه دلش خواسته باشد نوشته باشد. باز اگر خواستید «سپاسگزاری‌ها» یعنی آخرین صفحه کتاب را بخوانید تا مطمئن شوید طرف چقدر مطالعه کرده است.

از سوی دیگر هم اثر حسابی پرفروش شده و قرارداد ساخت نسخه سینمایی آن هم بسته شده است. پس تا وقت هست کتاب را بخوانید که روزی که نسخه‌ سینمایی آن آمد بیشتر هم کیف کنید. پیشتر هم گفتم اندی وییر جدای از سواد گسترده و حیرت‌انگیزی که دارد، این کار خاص را واقعا خوب بلد است.

اما کتاب را انتشارات «کتابسرای تندیس» در 574 صفحه و با ترجمه‌ حسین شهرابی منتشر کرده است که می توانید با پرداخت 160 هزار تومان تهیه کنید و متاسفانه هنوز و علی‌رغم گذشت چند ماهی از انتشارش نسخه الکترونیک آن موجود نیست.

سخن آخر هم اینکه یادتان باشد چنین ادبیاتی در کنار اینکه حسابی سرگرم کننده است، جنبه آموزشی بسیار قوی هم دارد و با مطالعه آن حسابی بر دانش علمی شما هم افزوده می‌شود.

 

عنوان: پروژه هیل مری/ پدیدآور: اندی وییر، مترجم: حسین شهرابی/ انتشارات: کتابسرای تندیس/ تعداد صفحات: 574/ نوبت چاپ: اول

انتهای پیام/

ارسال نظر