29 اردیبهشت 1401
Tehran
29 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

کوتاه

دستاورد ارزشمندی که می‌توان از دل قصه‌های «ساعت دنگی» بیرون کشید، مبادله امید است. صرف نظر از زوایایی که داستان از زن مطرح می‌کند. نویسنده در هیچ کدام از داستان‌هایش زن را موجود منفعل و از پیش‌باخته‌ای نمی‌داند.

در «ایوار» نویسنده رخدادی واقعی را در بستر تاریخ پهلوی دست‌مایه خلق تعدادی داستان‌کوتاه کرده که همگی آنها پیرامون نقطه‌ای مرکزی شکل گرفته‌اند و روایت‌گر همان نقطه هستند.

رئالیسم جادویی «مرگامرگی»، در برخی داستان‌ها به وضوح قابل تشخیص است؛ اما چندان اصراری به غریب بودن ندارد و چندان بعید از ذهن به نظر نمی‌رسد.

داستان‌های فورد در «آتش‌بازی»، روایتی تند و تیز همراه با یک نگاه تحلیلی از نهاد خانواده و وقایع مربوط به آن مثل ازدواج، طلاق، مرگ و روابط عاطفی است.

برای آخرین‌بار همه‌چیز را چک کرد. گاز خاموش باشد. یادداشت نسیم روی در یخچال درست چسبیده باشد. گلدان‌ها آب داده شده باشند و

درباره مجموعه داستان «کوچ اصوات» با وجود تلخی و سنگینی بخش‌هایی از داستان، اما باید گفت ناامیدانه نیست.

کارور علاوه بر اخذ درس‌های چخوف و همینگوی، کاری هم برای خودش می‌کند. او با نوشتن داستان‌های خاصش خبری را به چخوف و همینگوی منتقل می‌کند.

قصه‌های کتاب هرکدامشان با یک قلم متفاوت و به صورت داستان کوتاه نوشته شده‌اند و این خاصیت باعث شده تا از بی‌حوصلگی در خواندن آن جلوگیری شده و کشش خاص خود را برای دنبال کردن داستان‌های بعدی از سوی مخاطب