07 تیر 1401
Tehran
40 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

لادن عظیمی تگ

«کولی کنار آتش» یک اثر پسامدرنیستی در ادبیات داستانی ایران است که از بارزترین مشخصه‌هایش زاویه دید آشفته و یا اسکیزوفرنیک آن است. این آشفتگی در زاویه دید و گسست در روایت، فرمی را در داستان «کولی کنار آتش» به

بدون شک «چراغ‌های روشن شهر» همان دختران و پسرانی هستند که تا پای جان برای روشن شدن دوباره چراغ خانه‌های ویران شده خرمشهر ایستادگی کردند.

نویسنده برای نوشتن رمان «سوگند به فرشتگان در صف» از سوژه خوبی استفاده کرده است؛ سوژه‌ای که احتمالا کمتر کسی در حوزه ادبیات به آن پرداخته است.

«نشان حُسن» پیوندی میان رمان تاریخی و ادبیات آیینی است که تلاش می‌کند بیش از آن که از وقایع عاشورا حرف بزند از مسیر رسیدن به عاشورا سخن بگوید.

«آبنبات هل‌دار» سفری شیرین به سال‌های پرالتهاب کشور است. در واقع هرکدام از روایت‌ها، علاوه بر ساختار روایی و آغاز و پایان متناسب، مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی خاص آن سال‌ها را در خود گنجانده است.

چارلز بوکفسکی همان زمانی که با مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کرد «عامه‌پسند» را می‌نویسد و این ارتباط میان عامه‌پسند و راه‌رفتن بر لبه پرتگاه است. این مرگ است که ماه‌های پایانی زیستن او را چنان از معنا سرشار می‌کند که او

در «عاشقی به سبک ون‌گوگ» نقاط ضعف کتاب مانند زنجیره­ای علت و معلولی به یکدیگر متصل هستند و هریک از این ضعف‌ها، ضعفی دیگر را با خود همراه کرده است.

روایت «مرگ و پنگوئن» روایت اجتماعی تنهاست که آدم‌ها و زندگی‌هایشان متلاشی شده‌اند.

«ماتی خان» به­ هیچ‌وجه مخاطبش را به ورطه کسالت نمی‌اندازد. در این سیاحت شگفتی که عبدالرحمن اونق ترتیب­ داده ­است؛ می‌توانیم در دشت‌های فراخ ترکمن ­صحرا پرسه بزنیم.

«اثریا» در روایت کوتاه خود به جنگ با تمام ابعادش پرداخته است. گویی نویسنده می‌خواهد بگوید همه اینا جزء جنگ است چه ما خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید.