مجله الکترونیک
مروری بر رمان «چاه سرخ»
داستان چاه سرخ به سرگذشت ندیمه همسر شاه اسماعیل صفوی میپردازد که روایت آن در زمان چنگ چالدران میگذرد. در این داستان تاریخی بانو زلیخا سرگذشت خود را روایت و مرور میکند.
عبور سمیه عالمی در کتابش از جنسیت
در این رمان ریحان نماینده زنی است که برای همراهی با همسرش با بخشی از درون خودش مواجهه مییابد که برای خودش هم غریب و ناشناخته است اما همین زن در رویارویی با مرگ فرزند اراده کرده است تا در آن سیاهچاله سوگواری باقی بماند. حالِ او حال همه آدمهای عزاداری است که به سبب […]
نگاهی به متن و حاشیه رمان «دیلماج»
اهمیتِ «دیلماج» هم در همین پیچیدگی است؛ رمانی بسیار خوشخوان و با نثرِ محترم که تلاش میکند روایت تاریخی را با همه ظرائفش بیان کند و همین مساله باعث شده تا با وجود قصه بسیار قوی، استفاده از عنوانِ «رمان تاریخی» برای این کتاب کاملا برازنده باشد. حمیدرضا شاهآبادی در این رمان به سراغ یک […]
«نبرد تیلهها» روایتی از همسایه شرقی است
در این رمان، فضاسازی محیط اجتماعی، فرهنگی و مذهبی پاکستان بسیار ملموس و تحسینبرانگیز است. بیان انواع آداب و رسوم بومی، مذهبی و ملی همراه با رفتار متفاوت یا مشابه افراد و خانوادهها، تصویری زنده و جاندار از پاکستان و مشخصا شهر کویته و باز به صورت اختصاصیتر از خیابان علمدار این شهر در مقابل […]
بازنویسی تاریخ با داستان تاریخی تفاوت دارد
نویسنده حتی نتوانسته روایتش را طوری سر و سامان بدهد که نیازی به تغییر زاویه دید نداشته باشد. معمولا گفته میشود تغییر زاویه دید جز به ضرورت و جز در شرایطی که به داستان کمک کند و در خدمت آن باشد، مجاز نیست. ما اگر زندگی «میرعماد» را که راوی اول شخص آن را بازگو […]
قدم زدن محمدرضا بایرامی بر لبه تیغ در «مردگان باغ سبز»
اما برخی از نویسندگان که هویتی دارند، درکی دارند، شعوری دارند، ارادهای دارند، تشخیصی دارند، چیزی هستند برای خودشان؛ زیر بار این میانمایگی و تولید انبوه نمیروند. «هستند» و وجودشان نمیگذارد به هر نثری تن بدهند. نثرشان بوی کسی را دارد، که خودشان باشد، و نیز تبارشان. نثر آینه صورت ایشان است؛ تهمایه چهره تبارشان […]
کتاب اسماعیل واقفی از کجا ضربه میخورد؟
به واقع از ارمغانهای بدل شدن جهان به دهکدهای کوچک از از بین رفتن رنگینکمان فرهنگهای گوناگون است. دهکده جهانی کوچکی که همه را متحدالشکل میخواهد. اسماعیل واقفی، در اولین تجربه نویسندگی خود «واو»، با دستمایه قرار دادن داستان مردی که در راه رسیدن به اهدافش همه تلاشش را به کار میبندد؛ سعی در بازنمایی […]
«دیلماج» حجاب میان دیروز و امروز را پس میزند
شمایل تازهای که شباهت چندانی به میرزا یوسف قبل ندارد. سرگشته است و نشانی از آرمانهای پیشین در او دیده نمیشود. بیشتر از قبل، از آزادی دم میزند و کمتر از گذشته در راه آن قدم بر میدارد. شاه آبادی در «دیلماج» به خوبی سمت و سوی جریان روشنفکری آن دوران را به تصویر میکشد؛ […]
این کتاب نمیگذارد آب خوش از گلویتان پایین برود
خط داستانی مشخص و روشن است. داستان پیرنگ محکم و استواری دارد که همه المانهای آن به پیرنگ وفادارند و این نکته از ویژگیهای ادبیات ژانر است. «یورش سرد» از چند لحاظ قابل اهمیت است؛ اول اینکه داستان از دل تاریخی روایت میشود که از زمان حاضر فاصله بسیار دارد. همین بستر تاریخی نیازمند تحقیق […]
آمیختگی خیال و تاریخ در «دیلماج»
این همان نکتهای بود که نخستین نسل روشنفکری ایران آن را در نیافته بودند؛ بنابراین طرح اخذ تقلیدی تمدن غربی بدون توجه به بنیادهای نظری آن به شکست انجامید و این جامه بر تن ایرانیان راست نیامد. نسل نخست روشنفکری ایران با دست خالی صحنه تاریخ را ترک کردند، اما تجربه شکست آنها بر نسل […]
«چپ دستها» بوی زُهم خون میدهد
کتاب را میبندی. با صدای بلند میگویی، نویسندهای که بلد است اینقدر خوب بنویسد، اینطور توصیف کند که «یونس یکی از زندانیها را با دستبند به خودش بکسل کرده»، چرا برای نوشتن رمان مشتش را نصفهنیمه باز کرده؟ چرا هر چه توی چنته داشته بیرون نریخته است؟ چرا فصل اولش را طوری ننوشته که خواننده […]
استفاده از تجربه شاعرانه به نفع داستان
نکته قابل توجه در این گونه آثار این است که استفاده از زبان شاعرانه همیشه مثل راه رفتن بر لبه تیغ است. مثل موسیقی فیلم که هر قدر هم زیبا باشد در صورتی که در خدمت فیلم نباشد ضعف محسوب میشود، زبان زیبا هم چنین است. اگر هر عنصری در داستان ساز خود را بزند […]
نقدی بر رمان «تشریف» از افق فلسفه هایدگر
صاحب این قلم به رمان «تشریف»، اثر علیاصغر عزتیپاک، از دو پنجره فلسفی و کلامی نگریسته بود. یکبار از منظر ژاک دریدا و نظریه متافیزیک حضور «تشریف» را بررسی کرده و بار دیگر از نظرگاه پساهزارهگرایی یواخیم فیورهای. اما اینبار از افقی دیگر به این رمان ایرانی نگاه میکنیم و آن هم مفهوم «دازاین» در […]
چالشی سخت در دل یک ماجرای تاریخی
داستان از خان کوه هزار مسجد است و بکتاش و عالیهاش. بکتاشی که میخواهد کیخسرو شاهنامه باشد. نویسنده میخواهد تاریخ را با فرهنگ کهن گره بزند و برای این اسطورهیابی چه اثری مستحکمتر از شاهنامه میتواند بیابد. تلفیق داستان اگر با شاهنامه دست میداد داستان را چند پله بالاتر میبرد اما دریغ که شاهنامه گویی […]
تجربهای جدید از داستاننویسی طلاب
سفر تبلیغی یکی از مهمترین و عمیقترین تجربههای زیسته روحانیت است. انسانی که با انگیزه معنوی از شهر و دیارش کوچ میکند و چند صباحی در میان مردم غریبه زندگی میکند و روستانشینان پاکدلی که به آن روحانی همچون امر قدسی و آسمانی نگاه میکنند، سوژه بسیار نابی برای داستانگویی است. «پیامبر بیمعجزه» داستان طلبهای […]
آیا «همزاد» رمان اندیشه است؟
وجه تسمیه رمان همزاد ناظر به بازنمایی شگفتانگیز در روابط شیرزاد و شهرزاد به عنوان دوقلو است. باید توجه داشت تعلیق داستان در صورت عدم پرداخت رمان به مسئله دوقلوها و ارتباط با یکدیگر با تصادفی بودن بسیاری از این الهامات که در طول داستان به شیرزاد میشود قابل توجیه نبود. در مورد دوقلوها معمولا […]
مروری بر دومین رمان نویسنده «اثریا»
سوم این که نیما اکبرخانی هم جوان است و هم پُرانرژی. داستانش را هم صریح تعریف میکند (تا جایی که امکانش باشد!)؛ این ویژگیهای نویسنده از همان رمانِ اوّلش هم مشخّص بود. «اَثریا» به عنوانِ یک داستانِ ایرانی از خطّ مقدّمِ جنگِ سوریه چنان پیشرو بود که طبیعتاً وقتی صحبت از اثرِ بعدیِ اکبرخانی به […]