22 مرداد 1401
Tehran
35 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
آخرین مطالب
بازگشت
a

سعیده ملایی تگ

احلام مستغانمی در نقاب یک رمان عاشقانه، از دهه سیاه الجزایر می‌نویسد. او که شعر هم می‌سراید درباره انگیزه نوشتن رمانش چنین می‌گوید: «وقتی معشوقت را از دست می‌دهی شعر می‌گویی و زمانی که وطنت را از دست می‌دهی، به

نجیب محفوظ می‌خواهد در «شادی‌های گنبد» به این سوال پاسخ دهد که آیا حقیقت امری مطلق است یا نسبی؟! داستان به ما نشان می‌دهد که او طرفدار نسبی بودن حقیقت است.

نکته حایز اهمیت در رمان «دیلماج» شباهت جهان‌بینی نویسنده، حمیدرضا شاه‌آبادی و نجیب محفوظ نویسنده مصری در کتاب «سفرنامه ‌ابن‌فطومه» است.

«مروارید» حکایت طرز تفکر خرچنگی حاکم بر کشورهای فقیر و عقب‌مانده است، مردمی که شبیه خرچنگ‌های در جعبه، گاهی بیشتر از قدرتمندان، بلای جان خود هستند و نمی‌توانند رشد و ترقی مردم هم‌صنف و هم‌طبقه خود را ببینند.

«شبیه مریم» نمی‌تواند انتظارات ما را از یک داستان تاریخی و حتی زنانه برآورده کند، یک احساس عقیم را در مخاطب ایجاد می‌کند، انگار مخاطب بعد از خواندن کتاب در زوایا و خفایای ذهنش در جستجوی تصاویر بالقوه‌ای است که

این کتاب دنیا را از دریچه نگاه یک دختر نوجوان ترسیم می‌کند و یکی از جذابیت‌های ملموسش این است که همزمان با خواندن آن تصاویر و احساساتی فراموش شده از دوران طلایی زندگی برایتان نقش می‌بندد؛ روزگاری که دغدغه‌هایتان با

کتاب کم حجم، تلخ، وحشی و اعصاب خردکن «نان خالی» که در فهرست ممنوعه‌های ادبیات عرب قرار گرفت به دلیل پرداختن به زندگی آدم‌های فقیر و سیه‌روز در بسیاری از کشورها از محبوبیت فراوانی برخوردار است و هنوز هم خوانده

«سووشون» رمانی در رثای استقلال، آزادی و نان است. یوسف قهرمان داستان ما است، مردی که به قول ابوالقاسم‌خان «از غصه مردم و مملکت زندگی را به خودش و اطرافیانش حرام کرده.» و بر این باور است که فارغ از