17 بهمن 1401
Tehran
9 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

محبوب‌ترین تگ

«زمستان 62» را نمی‌توان آینه تمام‌نمای ایران سال‌های جنگ دانست چرا که با وجود نمایش زندگی بخشی از جامعه، که قطعا بخش کوچکی هم نبودند، در ارائه تصویر تمام و کمال گروه‌های دیگری از مردم از واقع‌بینی دور شده است.

«غربت» یک روایت زنانه دارد، توجه به جزئیات، ساختن احساسات و عواطف شخصیت‌ها، روند تغییرشان همه و همه تداعی‌گر زنی هستند که نشسته روبه‌رویتان و می‌خواهد از پرت شدن به دنیایی غریب بگوید.

از نقاط قوت کتاب سدنصرالدین می‌توان به اصطلاحات و لحن خوب شخصیت‌ها اشاره کرد؛ نویسنده به خوبی لهجه تهرانی و لحن هر کدام از ساکنان خانه را منتقل کرده است.

ضابطیان پیچیده نمی‌نویسد و خواننده را با خود همراه می‌کند اما این روایت‌های کوتاه باعث می‌شود شما بعد از خواندن 50 صفحه یادتان برود فلان مطلبی که خواندید برای سفرنامه فرانسه بود یا اسپانیا یا لبنان؟

امیر خیام در «سدنصرالدین» توانسته است تا حد زیادی بخشی از تاریخ و جغرافیایی فرهنگی ایران را در تهران پنجاه سال پیش روایت کند. خاطره‌نویسی سهم عامه مردم از ادبیات است.

کتاب جاده یوتیوب، حکایت سفر محمدعلی جعفری برای مصاحبه با مدافعان حرم و همرزمان شهید محمدخانی به سوریه است.

جلال آل‌احمد در کتاب «نفرین زمین» به زبانی تند و تیز و البته کاملا بی‌باک به بیان مسائل مردم، اقتصاد و جامعه می‌پردازد.

رمان «یاماها» در قالب نامه‌ای سرگشاده است که احمد برای محمد، برادر گمشده خود نوشته و از این طریق ماجرا‌ها و حوادث را روایت می‌کند.

دست به دامن کتا‌ب‌هایم شدم. هر چه قصه بلد بودم را توی ذهنم ردیف کردم و زیر و بمش را گشتم اما در هیچ کدامش حرفی از برگشتن چیزی که مرده به میان نیامده بود.

رعایت همین دو نکته ظریفِ به ظاهر ساده شما را از پدر و مادری که دوست دارند بچه‌شان کتاب بخواند، به پدر و مادری که بچه کتاب‌خوان دارند تبدیل می‌کند. به تجربه عرض می‌کنم!