29 اردیبهشت 1401
Tehran
25 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

پاییز آمد تگ

نکته‌ای که در «پاییز آمد» دیدم این است که ما از فضای حاکم بر جامعه آن هم در دو برهه حساس پیروزی انقلاب و شروع و روند جنگ تحمیلی هیج نصیب و تصویری در روایت نداریم. تصورم از مستندنگاری که

فخری داستان «پاییز آمد»، ترکیبی شنیدنی و خواندنی از زنانگی و جنگندگی است. او همانقدر که عاشق مردش است، بر سر عقیده‌اش هم استوار است.

در تمام خاطرات فخرالسادات خانم، می‌توان دید آدم‌های نسلی که از آن‌ها فاصله گرفته‌ایم چگونه زندگی و عاشقی می‌کرده‌اند، جوان‌‎های دهه 50 و 60 که در اوج روزهای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی زندگی کرده و هرچند بسیاری‌شان پاسدار و

«پاییز آمد» آغاز تلاشی است برای رقم زدن نوعی دیگر از کتاب‌های خاطرات زندگی شهدا از زبان همسرانشان، نوعی دیگر که دیگر نمی‌توان با همان یک پاراگراف ابتدایی این متن آن را توصیف کرد.

فخرالسادات در جامعه زندگی می‌کرد، روایت که می­‌کند خواننده کاملا فضای آن روزهای کشور را متوجه می‌­شود. داستانی نیست که اگر از دهه شصت در ایران برداری و در هر زمان و مکان دیگری بگذاری‌­اش، مشکلی پیش نیاید.

گلستان جعفریان در «پاییز آمد» به شکلی هنرمندانه و حرفه‌ای داستان این زندگی عاشقانه و انقلابی را به رشته تحریر درآورده است. نه آنقدر شخصی و صورتی که خواننده دلزده شود و حس رمان‌های عامه‌پسند به او دست بدهد و

فخریِ آتناییِ کتاب «پاییز آمد» میانه‌روست برای همین تن به ازدواج عاشقانه با احمد می‌دهد. نسبت به بارداری و فرزندآوری پذیرش تام و تمام دارد.

مهم‌ترین مسئله کتاب «انتخاب» است. انسان‌های این مجموعه خاطره مدام در حال انتخاب‌کردن هستند. انتخاب میان سکوت و مبارزه، انتخاب میان فعالیت و انفعال، انتخاب میان آسایش و رنج. کتاب، کتاب انتخاب‌های بزرگ است.