08 آذر 1401
Tehran
9 ° C
ما را در شبک های اجتماعی دنبال کنید
بازگشت
a

حسام آبنوس تگ

«در میان سرخپوست‌ها» روایتی است از کنش یکی از گروه‌های دانشجویی جریان انقلاب (نه واکنش؛ زیرا باب شده در اغلب تشکل‌های دانشجویی رویکرد واکنشی به امور داشته باشند). در واقع این کتاب نشان می‌دهد غیر از سیاست، حوزه‌های دیگری هم

«ساز شکسته» ایده جذاب و درخشانی داشته که با یک پرداخت سردستی و سطحی تبدیل به اثری ضعیف شده و حرف‌هایی که می‌خواسته بزند را در گلو خفه کرده است.

«از زخم‌های نهانی» از آن کارهایی است که می‌توان گفت نویسنده زخم خورده و نوشته، تماشا کرده و حالا دارد به ما نشان می‌‌دهد. عماد مرتضوی در کتابش، با زبانی که سفت و سخت از خودش دفاع می‌کند، سعی کرده

کتاب سعی می‌کند زیاده‌گویی نکند ولی حرف مهمی را هم از قلم نیندازد تا کسی که می‌خواهد مروری اجمالی و آشنایی گذاریی با سازمان پیدا کند بتواند از دریچه این کتاب به سازمان و فعالیت‌هایش نگاه کند.

«مهاجر سرزمین آفتاب» روایتی متفاوت از تمام روایت‌هایی است که درباره مادران شهدا نوشته شده، زیرا هم راوی و تجربیات و سلوکش متفاوت است و هم شیوه چیدمان اطلاعات در کتاب متفاوت است.

روایت سختی‌های کار و همت آقای توکلی (مربی و مسئول گروه) در کتاب «مادر برام قصه بگو» می‌تواند نمودار خوبی از کار فرهنگی باورمند به آرمان‌های انقلاب اسلامی باشد.

کتاب «تا نفس دارم می‌جنگم» با وجود حجم اندک، کتاب شریفی است که از مردی بزرگ سخن می‌گوید، مردی که هنرش را تا آنجا که توان داشت برای آرمانش خرج کرد.

«روز ملخ» رمان جمع‌وجوری درباره هالیوود است. اما اگر انتظار دارید که نویسنده در رمانش خیلی برجسته و درشت درباره هالیوود حرف زده باشد باید همین ابتدا آب پاکی را روی دستتان بریزم که خبری از این حرف‌ها نیست. در

«آبنبات هل‌دار» برای یک استراحت چندساعته گزینه خوبی است؛ استراحتی که همنشین آن کلمه و کتاب باشد. در واقع اگر دنبال کار کمرشکن و متفکرانه‌ای هستید خودتان را اذیت نکنید، مهراد صدقی می‌خواهد شما را بخنداند.

«برخیزید» روایتی است از سال‌هایی که افراد برای یک آرمان مشترک کنار هم ایستاده بودند و با حداقلی از امکانات و وسایل کارهایی کردند که شاید دیگر تکرار نشود.